در این اثر تمرکز هنرمند نه بر روایت گری مستقیم، بلکه بر هارمونی رنگ، ریتم خطوط و کیفیت سطح قرار دارد. فیگورها با کشیدگیهای ملایم و ساده سازی فرم، حالتی شاعرانه و درونی یافتهاند و بیش از آن که شخصیت باشند، به نشانههای احساسی بدل شدهاند. رنگها جسورانه و در عین حال کنترلشده بهکار رفتهاند؛ طیفهای گرمِ سرخ و نارنجی در کنار لکههای سرد آبی و سبز، تعادلی آگاهانه میان هیجان و سکون ایجاد میکنند. ضرب قلمها نرم اما قاطعاند و مرز میان فیگور و فضا را عمداً سیال نگه میدارند. اثر نشان دهندهی درک دقیق زبان بصری، تسلط بر رنگ گذاری است.